و داستان ما اینگونه شروع شد…
از آنجاییکه احساس کردیم جایی، چیزی لنگ میزند. ازآنجاییکه کرورکرور تابلو های خیریه با انواع فعالیتها و تشکلات عریضوطویل بر دیوارهای شهر خودنمایی میکرد؛ اما هنوز حال کسی خوب نبود… و چرا؟ این چرایی نقطه شروع ما بود برای فکرکردن و طرحکردن مسئلهای نو برای حل مشکلی کهن! آنچه دست یافتیم، نهتنها نیازی برای وجود منابع زیاد، بلکه برای آگاهی از چگونه استفادهکردن از این منابع، برای چگونه ارتباطگرفتن، چگونه محبتکردن، مدیریتکردن، چگونه خرجکردن و در نهایت چگونه زندگیکردن بود… و ما شروع کردیم به بررسی و کاوش در منطقهای که بیش از همهجا نیازمند آغوش مددکاری بود.
اما این بار + شما!

